[[{"content_id":34618,"content_number":0,"portal_id":31,"lang_id":"fa","content_title":"آمدم ای شاه پناهم بده    خط امانی زگناهم بده      ای حرمت ملجا درماندگان    دور مران از در و راهم بده","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"کریم اهل بیت\r\n\r\nیَا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَیْنَآ إِنَّ اللّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقِینَ ﴿یوسف۸۸﴾\r\n\r\n\r\nآقای ما!کریم اهل البیت علیهم اسلام ! جدّ بزرگوارتان صلّی الله علیه و آله دراین ماه سفارش به صدقه نموده است. و لبهای ما در این شبها مترنم خواهد بود به این جمله که :\r\nکریم کاری به جز جود و کرم نداره...\r\nو البته ما محتاجیم و هیچ چیزی هم نداریم،هیچ؛\r\nاصلا زشت می دانیم که وقتی به در خانه ی کریمی برویم چیزی ببریم جز فقر و بدبختی، و البته دستی تهی؛\r\nاین راهم از پدر بزرگوارت، از شهید لیلة القدر ، از مولایمان امیرالمومنین علی علیه السلام آموختیم که بر کفن سلمان نوشت:(1)\r\nوَفَدت عـلی الکریم بِغیرِ زادٍ\r\n\r\nمِنَ الحسناتِ وَالقلبِ السَّلیم\r\nوحَملُ الزّاد اَقبح کلِّ شیءٍ\r\n\r\nاذا کـــان الوفــود علی الکریم\r\nو شنیده ام سایقه ی جود و کرمت را ای کریم:\r\nروزى بر گروهى تهیدست مى گذشتی و آنان پاره هاى نان را بر زمین نهاده ، روى زمین نشسته بودند و مى خوردند ، چون شما را دیدند گفتند : اى پسر رسول خدا ! بیا و با ما هم غذا شو ! به شتاب از مرکب به زیر آمدی و فرمودی : خدا متکبران را دوست ندارد و با آنان به خوردن غذا مشغول شدی .\r\nسپس همه آنان را به میهمانى خود دعوت کردی ، هم به آنان غذا دادی و هم لباس. (2)\r\nو شنیده ام که:\r\nمردى از شما چیزى خواست؛ پنجاه هزار درهم و پانصد دینار به او عطا فرمودی ،و امر فرمودی : کسى را براى حمل این بار حاضر کن ، چون کسى را حاضر کرد ، رداى خود را به او دادی و چنین گفتی : این هم اجرت باربَر ! (3)\r\nو باز هم شنیده ام که :\r\nعربى به محضر امام شما آمد . فرمودید : هرچه ذخیره داریم به او بدهید؛ بیست هزار درهم بود ، همه را به عرب دادند ، گفت : مولاى من ! اجازه ندادى که حاجتم را بگویم و مدیحه اى در شأنت بخوانم ، شما در پاسخش اشعارى انشا فرمودید به این مضمون : بیم فروختن آبروى آن کس که از ما چیزى مى خواهد موجب مى شود که ما پیش از درخواست او بدو ببخشیم . (4)\r\nو برایم گفته اند که :\r\nروزى غلام سیاهى را دیدی که گرده نانى در پیش نهاده یک لقمه مى خورد و یک لقمه به سگى مى دهد ، از او پرسیدی : چه چیز تو را به این کار وا مى دارد ؟ گفت : شرم مى کنم که خود بخورم و به او ندهم ؛\r\nفرمودی : از اینجا حرکت نکن تا من برگردم . خود نزد صاحب آن غلام رفتی ، او را خریدی ، باغى را هم که در آن زندگى مى کرد خریدی ، غلام را آزاد کردی و باغ را بدو بخشیدی . (5)\r\nالله اکبر\r\nکلام آخر آقاجان،وقتی که این روایت را می بینم تنم می لرزد و اشک در چشمانم حلقه می زند:\r\nبحار الأنوار عن نجیحٍ : رَأیتُ الحَسَنَ بنَ علِىٍّ علیهما السلام یأکُلُ وبَیْنَ یَدَیْه کَلْبٌ، کُلّمَا أکَلَ لُقمَةً طَرَحَ للکَلْبِ مِثلَهَا، فَقُلْتُ لَهُ : یَابْنَ رَسُولِ اللّه ِ ، أ لاَ أرْجِمُ هذَا الکَلْبَ عَنْ طَعَامِکَ ؟ قَالَ : دَعْهُ ، إنِّى لَأسْتَحْیِى مِنَ اللّه ِ عزّ وجلّ أنْ یَکُونَ ذُو رُوحٍ یَنْظُرُ فِى وَجْهِى وأنَا آکُلُ ثُمَّ لاَ اُطْعِمُهُ . (6)\r\nبحار الأنوار ـ به نقل از نجیح ـ : دیدم حسن بن علی علیه السلام غذا می خورْد ودر برابرش سگی بود، هر لقمه ای که می خورد به همان اندازه هم جلوی سگ می انداخت. به ایشان عرض کردم: یا بن رسول اللّه ! این سگ را از کنار غذای شما دور نکنم؟ فرمود: به حال خودش بگذار؛ من از خداوند عزّ وجلّ شرم می کنم که مشغول خوردن غذا باشم وجانداری به صورت من نگاه کند وبه او غذا ندهم.\r\n&nbsp;","content_html":"<div class=\"strong\" style=\"margin:10px 0px 0px;padding:0px;list-style:none;border:0px;font-size:15px;vertical-align:baseline;font-family:tahoma;font-weight:bold;color:rgb(51,102,153);text-align:right;background-color:rgb(246,246,246);\">کریم اهل بیت<\/div>\n\n<p style=\"text-align:right;\"><span style=\"background-color:rgb(246,246,246);font-family:tahoma;font-size:12px;\">یَا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَیْنَآ إِنَّ اللّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقِینَ ﴿یوسف۸۸﴾<\/span><\/p>\n\n<div class=\"td\" style=\"margin:0px;padding:0px;list-style:none;border:0px;font-size:12px;vertical-align:baseline;font-family:tahoma;width:569.046875px;height:auto;line-height:23px;text-align:justify;background-color:rgb(246,246,246);\">\n<p>آقای ما!کریم اهل البیت علیهم اسلام ! جدّ بزرگوارتان صلّی الله علیه و آله دراین ماه سفارش به صدقه نموده است. و لبهای ما در این شبها مترنم خواهد بود به این جمله که :<br \/>\nکریم کاری به جز جود و کرم نداره...<br \/>\nو البته ما محتاجیم و هیچ چیزی هم نداریم،هیچ؛<br \/>\nاصلا زشت می دانیم که وقتی به در خانه ی کریمی برویم چیزی ببریم جز فقر و بدبختی، و البته دستی تهی؛<br \/>\nاین راهم از پدر بزرگوارت، از شهید لیلة القدر ، از مولایمان امیرالمومنین علی علیه السلام آموختیم که بر کفن سلمان نوشت:(1)<br \/>\nوَفَدت عـلی الکریم بِغیرِ زادٍ<\/p>\n\n<p>مِنَ الحسناتِ وَالقلبِ السَّلیم<br \/>\nوحَملُ الزّاد اَقبح کلِّ شیءٍ<\/p>\n\n<p>اذا کـــان الوفــود علی الکریم<br \/>\nو شنیده ام سایقه ی جود و کرمت را ای کریم:<br \/>\nروزى بر گروهى تهیدست مى گذشتی و آنان پاره هاى نان را بر زمین نهاده ، روى زمین نشسته بودند و مى خوردند ، چون شما را دیدند گفتند : اى پسر رسول خدا ! بیا و با ما هم غذا شو ! به شتاب از مرکب به زیر آمدی و فرمودی : خدا متکبران را دوست ندارد و با آنان به خوردن غذا مشغول شدی .<br \/>\nسپس همه آنان را به میهمانى خود دعوت کردی ، هم به آنان غذا دادی و هم لباس. (2)<br \/>\nو شنیده ام که:<br \/>\nمردى از شما چیزى خواست؛ پنجاه هزار درهم و پانصد دینار به او عطا فرمودی ،و امر فرمودی : کسى را براى حمل این بار حاضر کن ، چون کسى را حاضر کرد ، رداى خود را به او دادی و چنین گفتی : این هم اجرت باربَر ! (3)<br \/>\nو باز هم شنیده ام که :<br \/>\nعربى به محضر امام شما آمد . فرمودید : هرچه ذخیره داریم به او بدهید؛ بیست هزار درهم بود ، همه را به عرب دادند ، گفت : مولاى من ! اجازه ندادى که حاجتم را بگویم و مدیحه اى در شأنت بخوانم ، شما در پاسخش اشعارى انشا فرمودید به این مضمون : بیم فروختن آبروى آن کس که از ما چیزى مى خواهد موجب مى شود که ما پیش از درخواست او بدو ببخشیم . (4)<br \/>\nو برایم گفته اند که :<br \/>\nروزى غلام سیاهى را دیدی که گرده نانى در پیش نهاده یک لقمه مى خورد و یک لقمه به سگى مى دهد ، از او پرسیدی : چه چیز تو را به این کار وا مى دارد ؟ گفت : شرم مى کنم که خود بخورم و به او ندهم ؛<br \/>\nفرمودی : از اینجا حرکت نکن تا من برگردم . خود نزد صاحب آن غلام رفتی ، او را خریدی ، باغى را هم که در آن زندگى مى کرد خریدی ، غلام را آزاد کردی و باغ را بدو بخشیدی . (5)<br \/>\nالله اکبر<br \/>\nکلام آخر آقاجان،وقتی که این روایت را می بینم تنم می لرزد و اشک در چشمانم حلقه می زند:<br \/>\nبحار الأنوار عن نجیحٍ : رَأیتُ الحَسَنَ بنَ علِىٍّ علیهما السلام یأکُلُ وبَیْنَ یَدَیْه کَلْبٌ، کُلّمَا أکَلَ لُقمَةً طَرَحَ للکَلْبِ مِثلَهَا، فَقُلْتُ لَهُ : یَابْنَ رَسُولِ اللّه ِ ، أ لاَ أرْجِمُ هذَا الکَلْبَ عَنْ طَعَامِکَ ؟ قَالَ : دَعْهُ ، إنِّى لَأسْتَحْیِى مِنَ اللّه ِ عزّ وجلّ أنْ یَکُونَ ذُو رُوحٍ یَنْظُرُ فِى وَجْهِى وأنَا آکُلُ ثُمَّ لاَ اُطْعِمُهُ . (6)<br \/>\nبحار الأنوار ـ به نقل از نجیح ـ : دیدم حسن بن علی علیه السلام غذا می خورْد ودر برابرش سگی بود، هر لقمه ای که می خورد به همان اندازه هم جلوی سگ می انداخت. به ایشان عرض کردم: یا بن رسول اللّه ! این سگ را از کنار غذای شما دور نکنم؟ فرمود: به حال خودش بگذار؛ من از خداوند عزّ وجلّ شرم می کنم که مشغول خوردن غذا باشم وجانداری به صورت من نگاه کند وبه او غذا ندهم.<br \/>\n <\/p>\n<\/div>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2015-08-24 08:43:05","content_date_event":"2015-08-24 08:43:05","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2015-08-24 08:54:15","content_date_register":"2015-08-24 08:50:23","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":97,"eid":97,"attach_title":"میلاد","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/31\/attach\/201508\/95857_3207976794_150_150.webp","300":".\/cache\/31\/attach\/201508\/95857_3207976794_300_300.webp","400":".\/cache\/31\/attach\/201508\/95857_3207976794_400_400.webp","600":".\/cache\/31\/attach\/201508\/95857_3207976794_600_600.webp","900":".\/cache\/31\/attach\/201508\/95857_3207976794_640_640.webp","1200":".\/cache\/31\/attach\/201508\/95857_3207976794_640_640.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":3207976794,"files":{"original":{"url":".\/file\/31\/attach\/201508\/95857_3207976794.jpg","width":640,"height":640,"size":0}}}]}]]